ورود
عضویت | بازیابی رمز؟

REKAR

نکاتی درباره داستان زبان مادری و زبان رسمی ...
در سالهای اخیر گفتمان زبان مادری اهمیت زیادی یافته است، بخشی از این مساله ناشی از پر رنگ شدن هویت های فرهنگی در برابر هویت های طبقاتی و صنفی است.

🔺هواداران گفتمان زبان مادری از ضرورت کاهش رنج انسان ها حرف میزنند: رنج ترجمه مداوم و یا رنج تحمیل شدن زبانی که آدمی در اوان زندگی اش با آن تجربه های خودمانی و صمیمانه نداشته است.

🔺لکن، در پرتو رویدادهای اخیر بازاندیشی در گفتمان زبان مادری ضرورت یافته است. چرا که گاهی، گفتمان زبان مادری موجد همه رنجهایی است که خود به نقد می کشد، جای دوری نرویم، اتفاقات اخیر ارومیه و اظهارات برخی مسئولان ارومیه نشان می دهد که در مواردی، گفتمان زبان مادری تنها پوششی برای برانداختن زبان رسمی است و به صورت عریان و آشکار از تبعیض و تحمیل دفاع می کند. این رنج، رنجی مضاعفتر است.

🔺این نکته بیانگر تناقضی جدی و نوعی ریاکاری خطرناک است که برخی هواداران گفتمان زبان مادری بدان مبتلا شده اند. منطق آنها را می توان چنین خلاصه کرد: حق آموزش وکاربرد زمان مادری ما! در مقام امتیازی خاص و نه حقی همه شمول! از طرفی ممنوعیت زبان مادری دیگران، به شیوه ای که هرگز در فرهنگ ایرانی نمونه ای برای آن قابل ذکر نیست و احیانا برای درک ابعاد آن باید سری به کشورهای همسایه زد!

🔺بیایید صادق باشیم، فرض کنید در ارومیه شخصی  قرار است زبان دیگری بیامورد و به کار برد، او میتواند چنین استدلال کند: رنج آموزش زبان فارسی به دسترسی به ذخایر کلاسیک آن  از فردوسی و خیام گرفته تا حافظ و مولوی و بیهقی و ابوعلی سینا و سهروردی و بیدل و دیگران می ارزد.

🔺غرض از ذکر این مثال و استدلال فرضی، تخفیف هیچ زبانی نیست، بلکه یادآوری این نکته است  که گفتمان زبان مادری نیازمند بازاندیشی است، لااقل در مناطق چند زبانه، اصرار بر زبان مادری بدون تقویت زبان فارسی، نتیجه ای جز رنج بیشتر و در نهایت هرج و مرج ندارد.
خبات منگوری
بازدید: 20 موضوع: جامعه / شعر و ادب نظرات: 0 نویسنده : ریکار
نظرات: 0
کاربر گرامی، برای ارسال نظر در سایت عضو شوید.