ورود
عضویت | بازیابی رمز؟

REKAR

تاریخ : 27 خرداد 1398, 17:11 هنر در مسلخ تبلیغات برای جذب هنرجو! ...
مروز برای چندمین بار خبر نمایشگاه سیاه قلم جمعی از دوستان را به عنوان فعالیت هنری در عرصه تجسمی را دیدم. این چندمین نمایشگاهی است که با این شیوه در مهاباد عرضه می‌شود و جای بسی تاسف دارد که والیان امر بدون هیچ تخصصی سعی بر صدور مجوز برای عرضه این فنون به عنوان فعالیت هنری را دارند. شیوه‌ی به کار رفته برای تولید این سیاه قلم‌ها سالهاست که در مجامع هنری دنیا منسوخ شده است. فعالینِ(هنرمندان) دست به قلم این حوزه کمتر در جهت تولید اثر هنری گام برمی‌دارند و بیشتر سعی‌شان جذب هنرجو و بازاریابی برای خود است. نکاتی که باید در دیدن چنین آثاری که حامل بار معنایی اثر هنری‌اند مد نظر داشت، بیشمارند و اشاره اندک من در حد سوادم به موارد زیر است:

🔹 استفاده از عکس برای الگوبرداری بدون اجازه عکاس. منبع تصویری این آثار عکس است که توسط دیگر عکاسان گرفته شده‌اند. «از آن خودسازی» تکنیکی که ریچارد پرینس با گرفتن عکسی از عکس گاوچران متعلق به سم ایبل و باز نشرش به عنوان اثری مجزا بود، به وجود آورد و عملکرد او صریحأ تحلیل مقاله اثر هنری در بازتولید مکانیکی اثر والتر بنیامین بود. ولی بدون وجود استیتمنت که بیانگر تفکر هنرمند راجع به کارش است نمی‌توان چنین برداشتی از این آثار کرد( هرچند که نگارنده مطمئن از عدم آگاهی هنرمندان این نمایشگاه از این مباحث است). پس می‌توان نتیجه گرفت این آثار متعلق به اشخاص دیگریست.
🔹 هدف قرار دادن احساسات مردمی؛ که به بزرگداشت دیگر هنرمندان(هه‌ژار، هیمن و ...) در قالب نوع ضعیفی از شبیه سازی می‌پردازند که به خودی خود امری نکوهیده نیست ولی مشکل جای دیگری است، «تهی بودن». تهی بودن بخش دیگری از این آثار است که کمکی به پیداش گفتمان نمیکند. اندیشه را نمی‌کاود. بر روح آدمی خراش نمی‌اندازد و آدمی را به وجد نمی‌آورد. در این قبیل بزرگداشت‌ها هدف نقاش نشان دادن بُعدهایی از کار هنری یا شخصیتی و یا پنهان آن هنرمند است که طراحی شده است و در این امر نیز بسیار ضعیف عمل شده است
🔹 فقر خلاقیت در این آثار موج می‌زند که‌ نه‌تنها ما را با خود به پیش نمی‌برد بلکه واپس‌گرا نیز هستند. «عین به عین بودن». «وای چه‌هنرمندانه‌است دقیقأ شبیه خودش است»؛ جمله‌ای است که به کررات در این گونه نمایشگاه‌ها به گوش می‌رسد و غافل از اینکه این شیوه شبیه‌سازی بعد از پیدایش عکاسی و عدم نیاز به نقاشی به این روش از بین رفته است. فتورئال و هایپر رئالسیم حرکتی بود از سوی برخی از هنرمندان پیشرو برای به چالش کشیدن قدرت بشری و رقابت با دوربین که وجود چنین بینشی نیز در آثار ارائه شده نیز وجود ندارد و اگر هم وجود دارد برنده این رقابت به قطع یقین دوربین بوده است.
🔹 جنبه‌های زیبا‌شناسانه(به عنوان امری فلسفی) این آثار به شدت پایین است نه فرم دارند و نه محتوا، نه حامل اندیشه‌‌اند و نه می‌توان آن‌ها را به خاطر سپرد، نه خلاقند و نه چالش برانگیز و هزاران نه دیگر.
عدم حمایت مسئولین مرتبط از شهرداری گرفته تا فرمانداری و اداره فرهنگ و ارشاد از هنرمندان مستعد باعث به وجود آمدن چنین فضایی در حوزه‌ی هنر تجسمی در شهرستان مهاباد شده است. فارغ التحصیلان زیادی در شهرستان وجود دارند که با اندک هزینه‌ای می‌شود با برگزاری چند مستر‌کلاس، در اختیار گذاشتن چند بوم و چند عدد رنگ و حتی یک اتاق برای نقاشی می‌توانند فضای تجسمی را دگرگون کنند و ازبیراهه رفتن عده‌ای کثیری از هنرجوهای علاقمند به این حوزه جلوگیری کنند.
 هژیر ملا
بازدید: 52 موضوع: جامعه / هنر نظرات: 0 نویسنده : ریکار
نظرات: 0
کاربر گرامی، برای ارسال نظر در سایت عضو شوید.