ورود
عضویت | بازیابی رمز؟

REKAR

نیم نگاهی تازه به گذشته‌ی مهاباد - تجارت و بازار - ...

این عکس درسال 1291 خورشیدی(1912میلادی) قبل از جنگ بین المللی اول در همدان گرفته شده است. ازراست به چپ: میرزاحسن نانوازاده، شریف زاده فرزند حاج شریف، میرزا وهاب پرویزی(کریمی). آنان در همدان تجارتخانه داشته‌اند و شخص نشسته مباشر رسیدگی به کارهای تجاریشان بوده است.


بازار اصلی و عمده‌ی شهر مهاباد، که به روزگار صفویه تأسیس شده بود، دقیقاً محل امروزی میدان آهنگران مهاباد بوده است. این بازار در سال کشتار و قتل‌عام مردم مهاباد به دست قوای متجاوز روسیه‌ی تزاری، طعمه‌ی حریق گردید و توسط سربازان روس به آتش کشیده شد و از میان رفت. مدت ها بعد آن محل به مکان خرید و فروش ستوران تبدیل شده بود و در زبان محلی آن‌جا را میدان حیوانات(مه­یدانی حه­یوانان) می‌گفتند. سال‌ها بعد که مردم شهر به دلایلی آن مکان را از نظر بهداشتی نامناسب تشخیص دادند، میدان حیوانات به مکان امروزی میدان استقلال مهاباد در جنوب شهر منتقل گردید و جای بازار قدیمی مهاباد به میدان آهنگران تبدیل شد. 

«سرای کریم­خان» یا «کاروانسرای همدانیان و کاشانیان»، سرای باشکوه و خاطره‌انگیزی بود که به امر کریم­خان فرزند بوداق­خان مُکری ساخته شده بود1. این مکان از دو حیاط بزرگ که راهروی آن‌ها را به هم متصل می‌کرد و در داخل راهرو نیز چند مغازه وجود داشت، تشکیل شده بود. در حیاط اولی تجار و افراد سرشناس آن زمان مهاباد در زمینه‌ی تجارت حجره‌هایی داشتند، از جمله: حاج میرزا رحمت شافعی، میرزا عبدالله کریمی، میرزا هاشم کریمی، میرزا حامد حمیدی، حاج مطلب یوسفی، حاج محمد صدیق صدیقی، صوفی­زاده، دده نیسان زرگری، و... قسمتی از مغازه‌های راهرو و بخشی از حیاط دوم، به عنوان انبار در اختیار تاجران بود. در بخشی از انبارها دسته‌هایی از کارگران مشغول جدا سازی و درجه بندی برخی از محصولات جنگلی از قبیل: کتیرا، مازوج، ثعلب، و... بودند. کتیرا بخشی از صادرات مهم کشور به خارج بود.

در منطقه‌ی جنگلی بین مهاباد و سردشت، نیز بین پیرانشهر و سردشت، سه نوع کتیرا تولید می‌شد: کتیرای جباری که نوع مرغوب، به رنگ سفید و به شکل ورقه‌های نازک بود، دوم کتیرای شفره که رنگی متمایل به زرد داشت و نوع متوسط محسوب می‌شد. سوم کتیرای گنده(به ضم گاف) که رنگ زرد تندی داشت و نامرغوب بود. علت اختلاف انواع کتیرا به دلیل متنوع بودن جنس (گون= به فتح گاف و واو)ی بود که کتیرا از آن گرفته می‌شد. گون نوع اول روی زمین خوابیده و دارای برگهایی با رنگ سبز روشن هستند، گون نوع دوم قدری بلندتر و رنگ زرد دارند، اما گون نوع سوم درختی است با شاخه های کلفت و انبوه. 

این بازار توسط مالک آن تخریب و به شکل دیگری کاملاً متفاوت با شکل قدیمی آن بازسازی شد. امروزه جای سرای کریم­خان بازاری است که یک روی آن به میدان آرد مهاباد باز می‌شود، و روی دیگر آن رو به میدان آهنگران مهاباد قرار دارد. هیچ نشانی هم از آن صفا و صمیمیت گذشته‌ها به چشم نمی‌آید. 

«کاروانسرای موصلیان»، و«کاروانسرای محلاتیان» هم امروزه تنها یاد و نامشان در ذهن بعضی از افراد مهابادی یافت می‌شود. «سرای عباس‌آقا» یا «بازار عباس‌آقا»، که بنیانگذار آن (عباس‌آقای دهبوکری) بود، همان شخصی که مسجد عباس‌آقا، حمام عباس‌آقا، باغ عباس‌آقا، سرای عباس­آقا و... از یادگارهای او بود و امروزه از همه‌ی این موارد، تنها مسجد عباس آقا در مهاباد همچنان پابرجاست. سرای عباس‌آقا یا بازار عباس‌آقا امروزه قسمتی از میدان منگوران و بخشی از خیابان افشار مهاباد شده و به عنوان مکانی مشخص ومستقل نمانده است.

تا زمان جنگ جهانی دوم، مهاباد یکی از مراکز عمده ی تجارتی بود و تجار مهابادی با تجار روسی(مسکو و تفلیس)، عراقی(بغداد و موصل)، آلمانی و... معامله و مراوده داشتند. خانواده‌های حاج غفور قادری، کریمی، شافعی، خسروی، بابان‌زاده، نانوازاده، یوسفی و... از سرشناس‌ترین خانواده‌ها در این زمینه بودند.

خانواده‌ی روان­شاد حاج غفور قادری که در میان مردم منطقه به حاج غفور بزرگ (حاجی غه­فووری گه­وره) شهرت داشته و دارند، در مهاباد، مسکو، تفلیس و... تجارتخانه داشتند و از مهاباد کالاهایی نظیر: کتیرا، مازوج، توتون، فرش، پوست حیواناتی همچون روباه، گرگ، راسو و... را به روسیه صادر و در مقابل از آن‌جا سماور، قند، چای، پارچه، نفت و... از راه جلفا به مهاباد و منطقه وارد می­کردند. درسال1300 قمری فرمانی به امضای سالارلشکر قاجار صادر گردیده که طی آن فرمان روان­شاد حاج غفور به عنوان رئیس تجار ولایت ساوجبلاغ مُکری(مهاباد) منصوب شده است. لازم به یادآوری است که دو نفر در دوران قاجاریه لقب و عنوان سالارلشکر داشته‌اند: یکی عبدالحسین میرزای فرمانفرما که عنوان نصرت‌الدوله نیز داشته، دیگری حسنعلی خان امیرنظام گروسی. با توجه به تاریخ صدور فرمان که 21 رجب سال 1300 قمری بوده و من عکس آن فرمان را در صفحه‌ی 183 کتاب: ضمیمه‌ی نگاهی به تاریخ مهاباد آورده‌ام، فرمان به امضای امیرنظام گروسی می‌باشد. خانواده‌ی قادری، در جریان سال کشتار روس‌ها در مهاباد(1917 میلادی) به یمن کار تجارت، نیز آشنایی با زبان روسی، توانستند باعث نجات جان افراد زیادی از بومی وغیر بومی از کشتار روس‌ها شوند و در این‌باره فراموش ناشدنی‌ترین خدمت‌ها را به مردم منطقه کردند.

تجار مهابادی عموماً در تبریز، مراغه، میانه، همدان، اردبیل، خوی، اورمیه، اشنویه و... حجره و شعبه‌ی تجارتخانه داشتند. روان‌شاد حاج محمد خلیل موفقی خاطرات بسیار ارزشمندی ازاین مسأله  در مراغه داشت، که امیدوارم روزی چاپ و منتشر شوند. جای تأسف است که هیچ‌یک از خانواده‌های تجار مهابادی حتی ده صفحه‌ی مکتوب از تاریخچه‌ی کار و فعالیت خود در گذشته به جای نگذاشته‌اند، به همین دلیل کسانی که قصد تحقیق در این زمینه را دارند با مشکل کمبود و یا فقدان مآخذ کتبی روبه‌رو می‌شوند. 

یکی از آثار بسیار ارزشمند معماری منطقه‌ی مُکریان، که نمونه‌ای از معماری دوره‌ی صفویه و قاجاریه بود، «قیصریه» یا «تاریکه بازار» و یا «سرای شافعی» بود. بخش‌هایی از آن بازمانده‌ی بازار قدیمی بود که روس‌ها آن را آتش زده بودند. در سال 1321خورشیدی توسط زنده یاد حاج میرزا رحمت شافعی(1331 – 1266خ)- شخصی که هدف او آبادانی شهر و خدمت به مردم منطقه بود- دو دهنه‌ی تازه به بازار قیصریه اضافه گردید و با این اقدام بیش از پیش به شکوه و زیبایی آن افزوده شد. متأسفانه در اثر حریقی که دقیقاً ساعت یک و ربع بعدازظهر روز سه شنبه بیست و پنجم دی‌ماه سال1352خ، در یکی از مغازه‌های بزازی آن مکان رخ داد و نگارنده‌ی این سطور خود شاهد عینی ماجرا بود، قسمت عمده‌ی اجناس، در و پنجره‌های چوبی مغازه‌ها در فاصله زمانی چهار تا پنج ساعت در کام شعله‌های بی‌امان آتش فرو رفت، و بیش از یکصد و شصت مغازه سوختند و از میان رفتند. اغلب مردم و بخشی از سربازان تیپ3 آن زمان پادگان مهاباد به فرماندهی تیمسار سرتیپ یزدان­ستا، به کمک بازاریان شتافتند، ولی دیر شده بود و آن چه نمی‌بایست رخ دهد، روی داده بود. نیز بودند کفتارصفتانی که در این شرایط غم‌انگیز تحت عنوان کمک و جابجا کردن کالاهای نسوخته، دست به غارت و چپاول و دزدی زدند! بیشتر مغازه‌داران بر اثر این سانحه دچار زیان و ضرر مالی فراوانی شدند و اغلب تمام دارایی که طی یک عمر کار و کسب به دست آورده بودند، در فاصله زمانی چند ساعت به طور کامل از دست دادند. اما از سوی مسؤلان آن زمان شهر، ترتیبی داده شد که با اجرای آن به تدریج زیان‌دیدگان جانی دوباره و تازه گرفتند، آن هم به این شکل: به همه‌ی خسارت‌دیدگان وام بدون بهره دادند و تمامی مغازه‌داران زیان­دیده، دو به دو ضمانت همدیگر را می‌کردند. 

ساختمان بازار قیصریه که کلاً از آجر قرمز و سقف آن گنبدی شکل و محکم بود، صدمه‌ای آن چنانی وخیلی جدی ندید(یادگار زمانی بود که دست اندرکاران امور ساختمانی معتقداتی داشتند، و هنوز با زمان بسازبفروشی خیلی فاصله بود)، با صرف هزینه‌ای نه چندان زیاد امکان بازسازی آن به شکل اولیه کاملاً وجود داشت، ولی باکمال تأسف این کارانجام نشد. 

امروزه بازماندگانی از بازاریان قدیمی، نیز افرادی از بازنشستگان شهرداری مهاباد اظهار می­دارند که: مالک آن زمان بازار مهاباد تمایل داشت که مغازه‌هارا برای احداث خیابان نامناسب و کج و کوله‌ی (افشار) به شهرداری واگذار کند، شهردار وقت مهاباد هم علیرغم این که به اهمیت و ارزش تاریخی این گونه مکان‌ها واقف بود، روشن نیست برمبنای کدام مصلحت و یا ضرورت، ایشان نیز بر انجام این کار رضایت داد و با فکر و اقدام این دو شخص، ساختمان قیصریه‌ی مهاباد با زور لودر و بولدوزر به کلی تخریب شد و از میان رفت. البته لازم به یادآوری است که می‌شد حتی با احداث خیابان افشار هم تمامی قیصریه را تخریب و ویران نکرد. در هر صورت، قیصریه منهدم گردید و به جای آن یک ردیف مغازه‌ی جدید احداث شد و با این کار شکوه و زیبایی و خاطرات قیصریه از میان رفت و امروزه تنها بخش بسیار کوچک و کم اهمیتی از آن برجای مانده است.

بازارهای هفتگی که در حومه‌ی مهاباد و بعضی از مناطق نه چندان دور از شهر وجود دارند، خود داستان و تاریخی دیگر دارند و اغلب به روزگاران بسیار گذشته بر می‌گردند.

دیگر بازارها و مراکز دادوستد امروزی، همگی تاریخی نسبتاً جدید دارند، و امکان دسترسی به تاریخچه‌ی پیدایش آن‌ها برای هرکسی که دنبال این کار باشد، وجود دارد. 



دو سند قبض وصول کرایه‌ی مغازه، مربوط به سال 1330 که در هر دو از «سرای عباس‌آقا» نام برده شده است.


(چاپ شده در مجله مهاباد شماره98، اردیبهشت ماه 1388).





1. «بداق خان» با «بداق سلطان» اشتباه نشود. لازم به یادآوری است که بداق سلطان(1101 – 1017 ه‍.ق، برابر 1689 – 1608 میلادی) فرزند شیرخان است؛ و کریم‌خان فرزند بداق‌خان کور فرزند محمود خان فرزند شیخعلی بیگ فرزند بداق سلطان بوده و در واقع یکی از نوادگان بداق سلطان است.



سید محمد صمدی


بازدید: 60 موضوع: جامعه / فرهنگی نظرات: 0 نویسنده : ریکار
نظرات: 0
کاربر گرامی، برای ارسال نظر در سایت عضو شوید.