ورود
عضویت | بازیابی رمز؟

REKAR

نکتەای از آن‌کە رفت و سخنی بە آن‌کە آید ...

‍ 🌇 "نکتەای از آن‌کە رفت و سخنی بە آن‌کە آید"


🔴 بە بهانە استعفای شهردار مهاباد


🔺تحول در صدر شهرداری مهاباد دور از انتظار نبود. کم نبودند کسانی کە روز بعد از معرفی علیزادە بەعنوان شهردار، این انتخاب شورا را اشتباهی استراتژیک و حتی دهن کجی بە رأی مردم قلمداد کردند. کسی کە در انتخابات دور چهارم شورا نفر اول بود و در دور پنجم رتبە ۲٨!! واضح است کە از سنجە وصلاحیت مردم افتادە است و باید برود. اما چنین نشد و شورا مجددا فرصتی به آن شهرساز داد که در آخرین روزهای کاری اش پرونده ساز از آب درآمد.


🔺بخش هایی از دیوار برلین برای روایت زنده تاریخ، دست نخورده باقی مانده است. دیوار برلین ایماژی است از دیکتاتوری، عدم کارآمدی، از تابلویی کە ایدیولوژی قراربود برای بسط انسانیت و ترویج ارزشهای غیرقابل مبادلە در تاریخ ترسیم کند. در ابعاد کوچکتر، باید گفت دروازەهای کج و معوج پارک خانوادە مهاباد هم نمادی است از مدیریت شکست خوردە و ویرانگر شهردار دور پنجم.


🔺شاید، باید برای جبران مافات و آمادە سازی عرصەای برای اقدام و عمل، کل آثار دوسال مدیریت علیزادە رابسان آن دیوار کجش با خاک یکسان کرد.


🔺در آن ایام کذایی، نە فقط عرصە شهر مورد تهدید و دست درازی قرار گرفت، کە شهرداری نیز از لحاظ نهادی و سازمانی بە ویرانە‌ای تبدیل شد و با سپردن مسئولیت بە افراد سطحی و فاقد دانش(نە مدرک) و تجربە، سرمایەهای انسانی بە باد رفت و فرهیختگان و تصمیم سازان بە پستوی خامووشی و مخالفت کشیدە شدند. پست معاونت اداری مالی کاملا ً وجهە تشریفاتی بە خود گرفت. چە دردناک بود زمام امور به دست چند مهرەی بله قربان گوی ناتوان و هم‌کاسە با پیمانکار، مشهور بە "سەتفنگدار" افتاد( کنایه ای که چند لایه حقیقت در خود نهفته دارد) !!


🔺عليزاده‌آذر در همان قدم اول جهت عدم پاسخگويي مستقيم به ارباب رجوع و منتقدين دلسوز شهری، ديوارها و درب هاي اتاق خود را پولادين و درب هاي ورود و خروج را به سان نهادهاي امنيتي مجزا كرد. شیشەهای مات و سیاە را جا انداخت و درب فرار جنب بانک کشاورزی گشود. آنانکە بە دیدار استالین رفتەاند از پیچ و خمها و دیوار و حایل و دالانهای ردگم‌کنی می‌گویند کە رهبر کارگران، در پشت آنها مخفی شدە بود و مشغول بررسی طرحهای نجات بیچارگان جهان بود. این وضعیت بسیار شبیە دفتر شهردار مهاباد است. ارباب رجوعي كه به چشم خود ورود شهردار را به اتاق خود مي‌ديد بعد از لحظاتي با اين گفته تلفنچی یا بهتربگوئیم همەکارە شهرداری!! مواجه ميشد كه شهردار تشريف ندارد و جهت اثبات در اتاق شهردار را ميگشود تا ارباب رجوع مشتاق به عينه ببيند كه نيست. معمايي خنده دار و گيج كننده اما به غايت سهل و دردناك... اینها و هزاران ترفند سینمایی دیگر کە مجال نقل آن نیست.


🔺آنچە بر این شهر رفت، بماند. اما حال روز از نو روزی از نو. آنکە قرار است بیاید باید چە بکند؟ همه قبول داریم  شهر و سازمان خرابە ایست.
باید کار را بە کاردان سپرد. شهردار آیندە باید با مراجعە بە سرمایە انسانی شهرداری و دلجویی از نیروهای کارآمد و کارآزمودە، بازوان اجرایی را تقویت کند، مجیزگویان و کوتولەهای سازمانی را سرجای خود بنشاند و پنجە در پنجەی اژدهای ویرانی بیندازد. از خدمات شهری و عمران گرفتە تا ترافیک و حمل و نقل عمومی، از تجاوز بە حریم و فضای سبز، خدمات رفاهی و امور فرهنگی ... چیز زیادی باقی نماندە. قبل از هرچیز انتصاب مسولین کاردان، صاحب فکر و اجرایی. پس از آن تاسیس واحد امارواطلاعات برای بررسی وضعیت اداری- مالی- نیروی انسانی و بیرون کشیدن یک آمار دقیق و ارایە گزارشی معتبر و واقعی از بدهیا و دیون و مطالبات و درآمد. متاسفانە واحدهای مختلف شهرداری از یک مورد مشخص آمارهای متفاوت ارایە می‌دهند. تا این لحظە رقم دقیق بدهی، تعداد پرسنل و درآمد شهرداری مشخص نیست و چە بسا بە تعداد کارمندان روایات متفاوت وجود دارد.


🔺 عرصەی شهر بە نگهداری و نگاهبانی نیاز دارد. ما امانتداریم و قرار است میراثی شایستە تحویل آیندگان دهیم. شهرخواری و نگاە بە شهر بە عنوان فرصتی تجاری و سرمایە مادی باید متوقف شود و "شهر انسان‌مدار" جایگزین این نگاە تقلیل گرا و مرکانتیلیستی بە شهر شود. در دوسال باقیماندە از عمر شوای فعلی پروندەهای کشدار تعرض بە عرصە شهر باید تعیین تکلیف شوند، شهرفروشی متوقف شود، با رسانەها با همان عینک شورا -شاخە اکثریت- برخورد نشود، سازمانهای مردم نهاد را دشمن حساب نکنند و در یک کلام زمینەهای حکمروایی شهری ایجاد شود.
بازدید: 166 موضوع: جامعه / شهر نگار نظرات: 0 نویسنده : ریکار
نظرات: 0
کاربر گرامی، برای ارسال نظر در سایت عضو شوید.