ورود
عضویت | بازیابی رمز؟

REKAR

تاریخ : 10 مهر 1398, 17:28 شهریاری و کُردها؛ وعده پادشاه و نگهبانی که یخ زد ...

حکایت کرده اند پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سربازی را دید که با اندک لباسی در سرما، از قصر نگهبانی می داد. از او پرسید: سردت نیست؟ نگهبان پاسخ داد: چرا ای پادشاه، اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم. پادشاه گفت: من الان داخل قصر می روم و می گویم یکی از لباس های گرم مرا برایت بیاورند. نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد

اما پادشاه به محض ورود به داخل صحن گرم قصر، هم سرما را فراموش نمود و وعده اش به نگهبان را. صبح روز بعد، جسد سرمازده نگهبان  را در حالی در حوالی قصر پیدا کردند که در کنارش با خطی ناخوانا نوشته شده بود: «ای پادشاه! من هر شب با همین لباس کم، سرما را تحمل می کردم، اما وعده لباس گرم تو، مرا از پای درآورد». 

فعلا این حکایت بماند تا به موضوع استاندار و کردها بپردازیم. محمدمهدی شهریاری با نشستن بر کرسی استانداری آذربایجان غربی، وعده فسادستیزی، شایسته سالاری، عدالت و برابری در انتصاب سمت‌های مدیریتی استان را داد. امری که برای کردهای این استان به یک رویا تبدیل شده بود. چرا که کردهای استان همیشه نسبت به تقسیم ناعادلانه مَناصبِ مدیریتی معترض بوده اند

سهم کردها قبل از آمدن شهریاری تنها یک پست مدیرکلی در مدیریت استان بود. اکنون وی تلاش دارد همان را هم بگیرد! سهمی که بسیاری از افراطیون طرف مقابل، حتی آن را هم به کردها روا ندانسته و سعادت استاندار پیشین را به خاطر همین انتصاب، بارها تخریب می کردند. البته خواسته کردها پیش از آنکه سهم خواهی و رسیدن به مسند قدرت باشد، عدالت و شایسته‌سالاری بوده و هست. چیزی که شهریاری بارها وعده اش را داده بود و امروز بعد از گذشت دو سال، نه تنها این وعده ها تحقق پیدا نکرده بلکه با آمدن شهریاری شرایط برای کردها به مراتب بدتر شده و پیش از هر زمان دیگری، کردهای استان که حجم بزرگی از جمعیت ساکن را تشکیل می‌دهتد، تروریست و مهاجر خطاب شده اند

درست مثل همان حکایت پادشاه و نگهبان یخ زده است. کردهای این استان مدت هاست در سرمای تبعیض و بی عدالتی زیست می کنند و معنای شهروند درجه دومی را خوب می فهمند و به آن عادت کرده اند‌. اما وعده‌ها و نویدهای شهریاری، کردها را امیدوار به عدالت و شایسته سالاری کرد. انتظاری که بعد از دوسال نه تنها تحقق پیدا نکرد بلکه باعث جری شدن بیشتر پان ها و انسجام محافل تندروی مقابل تا جایی شد که آشکارا و براحتی در مجالس و تریبیون‌های رسمی حتی، علیه کردها، شمشیر از رو ببندند

البته در این بین ایرادی به شهریاری وارد نیست چون وی یک فرد سیاسی است و حوزه سیاست، عرصه‌ی گفتاردرمانی و بازی با کلمات است. مخاطب این نوشتار هم شهریاری نیست بلکه خود جامعه کردی استان و فعالان اجتماعی و مدنی آن هستند. آنها باید راهبردی دیگری برای عدالت و مبارزه با تبعیض  اتخاذ کنند. راهبردی که در آن هیچ اثری از سیاست نباشد.

تجویز راهبردی این نوشتار هم داستانی دیگر است. حکایت می کنند سلطان محمود در زمستانی سخت به تلخک گفت که با این جامه یک لا، در این سرما چگونه طاقت آوردی که من با این همه جامه، باز می لرزم؟ تلخک گفت: ای پادشا تو نیز مانند من کن تا نلرزی. سلطان محمود گفت: مگر تو چه کرده ای؟ گفت: هرچه جامه داشتم همه را در بر کرده ام.!

زریان موکریان
بازدید: 15 موضوع: سیاست نظرات: 0 نویسنده : ریکار
نظرات: 0
کاربر گرامی، برای ارسال نظر در سایت عضو شوید.