ورود
عضویت | بازیابی رمز؟

REKAR

تاریخ : 30 بهمن 1398, 13:17 پایان اتحاد در اتحادیه میهنی! ...
تنها چند ماه از شکست و عقب نشینی جنبش ایلول نگذشتە بود که جلال طالبانی  فرصت غیاب حضور ژنرال بارزانی را از آیندە افق سیاسی کردستان مغتنم شمرده و در پی پرکردن این خلاء در سریعترین زمان ممکن می‌شود.او کە در بازەهای پیشین مبارزات کردها چند بار در برابر بارزانی قد علم کردە بود، مقهور توان نظامی و کاریزمای سیاسی این رهبر کرد شدە و این بار با ترک صحنه او از تاریخ مبارزات، میدان را برای جولان سیاسی خود مهیا می‌دید و با نبوغی سیاسی-نظامی کە ملغمەای از توان بکارگیری ایدئولوژی جهت تحزب و اتحاد جریانات چپ و توان سازماندهی تشکیلات نظامی و روابط سیاسی با دنیای خارج بود ،توانست بخشی از نخبگان و کادرهای باقی ماندە از جنبش ایلول و همچنین ائتلافی از جریانات چپ و مارکسیست و دانشجویان ئیدئالیست را رهبری کند.
از همان آغاز بکار حزب جدید توسط آکادمیسینهای جوان و انقلابی، می‌بایست مرزبندیهای ایدئولوژیک و فکری خود را  با جنبش بارزانی برجسته و نمایان می‌کردند  تا از یک سو مخالفان و منتقدان بارزانی را ترغیب و تشویق به همکاری کنند و هم اینکە چشم اندازی متفاوت از عملکرد بارزانی ترسیم کنند تا مرهم و تسکینی روانی بر حافظه شکست خوردە  مردم کردستان باشد و توان بازاندیشی ذهنی و دوباره دل به دریا زدن را در ذهن کردها بپرورانند.
محور اصلی این جنگ ایدئولوژیک با متهم کردن ژنرال بارزانی به وابستگی به شاە ایران و قطب سرمایەداری به رهبری آمریکا و همچنین عدول از گفتمان و عملکرد چپ به ماکیاولیسم سیاسی و گذار تشکیلات حزب از روند انتخابهای دمکراتیک و نخبە‌گرا به یک سازمان خانوادگی و عشیره محوربود.
مضاف بر این رقابت ژئوپولتیکی کشورهای عرب (سوریه- لیبی-مصر) با عراق و همچنین تحولات منتهی به انقلاب در ایران و جنگ هشت ساله عراق با ایران و تحولات پیوستە آتی، سبب افراز جایگاه سیاسی اتحادیه میهنی بیش از پیش در دورنمای سیاست ورزی کردستان عراق گردید.این فراز موقعیت از بدو تاسیس در اواسط دهە هفتاد میلادی تا اوایل دهە نود تداوم یافت. سرانجام توافق حزب دمکرات با حکومت بعث مبنی بر انتقال قاچاق نفت عراق به ترکیه به جهت دور زدن تحریمهای نفت در برابر غذا و مدیریت و تسلط مالی بر این پروژه و درآمدزایی ناشی از آن سبب منازعات داخلی بین اتحادیه و حزب دمکرات قرار گرفت و جنگ داخلی به جنگ نیابتی و تعیین و عمق استراتژیک کشورهای منطقه بدل شد.
اکنون رقابت و تحزب از مفاهیم ایدئولوژیک و سیاسی تهی شده و منافع ملی و برخوردهای فکری جای خود را به ائتلافات عشیرەای و خاندانی جهت نابودی رقیب دادەاند.بی جهت نیست کە مک‌ داول در چنین شرایطی اتحادیه را کنفدراسیونی عشیرەای خطاب می‌کند.
با اتمام پرونده جنگهای داخلی و رضایت کشورهای منطقه مبنی بر تحکم حزبی بر مناطقی از اقلیم، دیگر رقابتهای ئیدئولوژیک و سیاسی و فکری جای خود را به رقابت در حوزەهای ثروت و حامی پروری و تشریک و تقسیم منابع مالی دادە بودند و این ابتدای چالشی بود کە به لحاظ ساختاری اتحادیه را در موضعی آسب پذیرتر به نسبت حزب دمکرات قرار داد.
وجود کانونهای متفاوت فکری و حزبی و کنفدراسیون  عشیرەای موجود در بطن اتحادیه سبب سهم خواهی درون حزبی و تقدم سهم خواهی درون حزبی بر رقابت در سطح اقلیم  شدە بود. انشعاب نوشیروان مصطفی به عنوان چهرەای جسور با سوابق نظامی و سیاسی رادیکال از اتحادیه و همچنین مریضی و فوت جلال طالبانی، سبب تضعیف موقعیت بناینگذاران روشنفکر و قدیمی این حزب شدە و در عوض رانت‌های مالی و امنیتی و مافیاهای قدرت البتە به لطف حامیان خارجی بلاخره توانسند ارابه سیاستگذاری اتحادیه را کنترل کنند. پروژه رفراندوم کردستان و ترس از شکل گیری سرازیر شدن حاکمیت بارزانها  به منطقه تحت تحکم اتحادیه و نبود جایگاە لازم اتحادیه  در دورنمای کردستان پسا رفراندوم ، سبب سرسپردگی و وابستگی هرچە بیشتر این جریان به متحدان منطقەای شد و در این رابطه مافیاهای امنیتی- اقتصادی موفقتر از همرزمان قدیمی‌شان در کنترل دستگاه سیاستگذاری حزب از آب درآمدند.
اگرچە روسای مشترک جدید اتحادیه(عموزادەهای طالبانی) در پی احیای موقعیت از دست رفتە‌شان از رهگذر تقابل و تهیج احساست ضد بارزانی منطقه سبز هستند، اما باید دید تکثری کە در پایتخت روشنفکری اقلیم کردستان موجود هست چگونە تعاملی را با این انتخاب جدید خواهد داشت و تا چه اندازه مهیای روئیای رهبران تازه به دوران رسیده می‌باشد و در دیدی کلی‌تر اقلیم کردستان چگونە آیندەی را با چنین رهبرانی تجربه خواهد کرد؟
جمال دانشمند
بازدید: 401 موضوع: سیاست نظرات: 0 نویسنده : ریکار
نظرات: 0
کاربر گرامی، برای ارسال نظر در سایت عضو شوید.