ورود
عضویت | بازیابی رمز؟

REKAR

صدای رشید عودودیوان ...
صدای رشید عود و دیوان

از عصر دنبال هماهنگی بودیم، این هماهنگی ما هم قصه دراز داشت سه هفته بود میخواستیم خدمت استاد رشید برسیم و از آثار و احوالش گذارشی تهیه کنیم.  
بالاخره در یک عصر آفتابی بهمن ماه بعد از کش و قوس زیاد توانستیم هماهنگی لازم را کرده و بتوانیم با استادرشید در کارگاهش دیداری داشته باشیم و صد البته گزارشی هم برای مخاطبان ریکار تهیه کنیم. 
متین محمد زاده عکاس خوش ذوق  ما و دیاکو توتونچی خبرنگار دیگر ریکار از همراهان  تهیه این گزارش بودند، متین مطابق معمول کم حرف و محجوب صدالبته سربازی ظاهرا بهش ساخته بود، توتونچی هم تا رسیدن به مقصدن مدام در مورد محله کوی زیبا و دۆڵەکەروێشکە، ساکنین قدیمی و اکنون آن توضیح میداد. 
در یکی از کوچه های محلات کوی زیبا میهمان کارگاه استاد رشید شدیم. دم در کارگاهش با لبخندو قامتی تکیده انتظارمان را میکشید. به گرمی از ما استقبال کرده و به داخل راهنمایی کرد.
  
کارگاهش محوطه ای نه چندان بزرگ و حدودا سه در چهار متر بود. بوی خاک اره و ابزارالات روغن کاری شده در همان وهله اول مشام و خاطرمان را پر کرد از شبهای طولانی و تنهایی های وی. برخلاف تصورمان محوطه کارگاهش فضایی تمیز و پاکیزه بود کمتر از شلوغ پلوغی کارگاهی که تصورش را میکردیم خبر میداد.  
چند صندلی آورده و ما را به نشستن دعوت کرد همزمان که متین در حال راه اندازی وسایل عکاسی و فیلمبرداریش بود توتونچی آغاز گفتگویمان را با کاک رشید کلید زدو از خانواده و بچه هایش پرسید، استاد با آه بلندی که کشید  
صحبتهایش را آغاز کرد: مثل همه خوبیم ولی شما باور نکنید.. 
رشید پورآذر زاده ۱۳۳٤ مهاباد است از کوچه های خاکی گفت که منتهی به باغات جنگلی دامنه داشامجید می شد آن زمان به آن منطقه گەڕەکی ئەرمەنیان یا همان محله مسیحی نشین میگفتند. دوری ناخاسته از فرزندانش به خاطر تلاطم روزگار و سختی های کودکی آن زمانش بخشی بود که خود یک مصاحبه جدا می طلبید، هم او وقتش کم بود و هم ما گزارشات دیگری در دستور کار داشتم. 
وەستا رشید هم ساز زدن و هم سازساختن را در معاشرت آموخته نه کلاسی رسمی رفته نه مدرسه موسیقی آنچنان که باید و شاید دیده است اما محصول دستان و پنجه هایش اکنون از هر جایی ممکن است نوای یادی را برای شنوندگانش به ارمغان بیاورند. 


محل درآمدش رشته برق الکترونیک است، از استادکاران قدیمی قدیمیترین کوچه الکتریکی شهر است، کوچه مسجد حاجی احمد از هرکه آدرس مغازه استاد رشید را بپرسید بلافاصله  نشانت خواهند داد، کلا ساختن ساز کار فراغتش است نە درآمدش، عاشقانه دستانش را روی ابزار و چوبهای توت میکشد و با همان صدای نمدارش میگوید: همین که این صدا بماند برایم کافیست 
استاد رشید در حالیکه  روی عود نیمه کاره کنج کارگاه دست میکشید گفت: ساز ساختن نوعی قریحه و عشق لازم دارد با کمی ظرافت کاری دستها مخلوط کنیم خمیر اصلی کاری ما آماده میشود. همان روزهایی که برای اولین بار ساختن تار را در تلویزیون مشاهده کرد عاشق خم و زاویه و قوس سازها شد.. 
بعدها در رفت و آمدهایش با استاد احمد عبدالله و معاشرتهای هرازگاهش کم کم هم ساختن ساز را فرا گرفت هم کمی زدنش را.. 
خودش می گوید تا چشمهایش را کمی مالید سالها گذشت از اولین و البته سختترین سازی که ساخت، تار اولین ساز دستانش بود. 
بیشتر سازهایی که میسازد شناسنامه فرهنگی منطقه کردستان و ریشه بومی دارند. 
استاد رشید در خلوت  خود و یاران هم دستی بر زه سازهایش میکشد ، تن صدایش حزن انگیز است، تصانیف هنرمندان نامی کورد را به خوبی میخواند، ریتم و نت را هم به اندازه خوبی فهم کرده است. 
از استاد رشید در مورد جنس چوب سازهایش پرسیدیم: بالافاصله می گوید توت، هم صدا را خوب منتقل میکند هم خوره و پوسیدگی ندارد، اصلا این توت رگه هایش خاص است انگار نافش را با صداهای زیبای تاریخ بریده اند. از گردو و.. میشود ساز ساخت اما این روح چوب توت را ندارند. 
خودش میگوید سازهایم چون غالبا فراغتی ساخته می شوند کیفیت آنچنان بالایی ندارند ولی خب به لطف دوستان و فروش فضای مجازی استقبال از آن خوب بوده و به قول خریداران از کیفیتش رضایت دارند. 
سازهایش بین 400 تا 500 هزار تومانی قیمت میخورند. البته اگر اختصاصی و تمام وقت حرفه ای روی سازی کار کند قیمتش هم متناسب با آن بالاتر میرود، خودش میگوید ساز ساختن را صرفا به خاطر علاقه و عشقی که به کارش دارم دنبال میکنم نه به خاطر درآمد یا منافعش، حاضر است بدون هیچگونه عاید و هزینه ای شاگرد این حرفه را بپذیرد. وی همچنین اشاره کرد: تا به حال از راه های مختلفی اقدام به اعلام  فراخوان کرده  ام که این میراث ملی وفرهنگی را در زمینه ساخت وتولید شیوهای ساخت را بدونه هیچ چشم داشت مادی به دیگران منتقل کنم تا شاید خدمتی ملی کرده باشم وهم  این میراث بی بدیل را برای نسلهای بعد از خودمان حفظ کنیم و از طریق همیین تریبون هم به علاقمندان وهنر جویان میگویم میتوانند هرزمان که توانستند مراجعه کنند   

چایی ها در لابلای حرف و خاطرات گرمش سرد شده بودند عذرخواهی کرد کە با خواهش دوستان همراه بود، ضمن تعارفات ادامه داد: تا به حال به علت نبود پشتوانه مالی لازم  برای بر پایی نمایشگاه به طور مستقل نتوانسته ام حتی یک نمایشگاه از کارهای ساخته شده داشته باشم ،هیچ نهاد وحتی ادارات ذی ربطی برای بر پایی نمایشگاه مرا حمایت ومساعدت ننموده علی رغم همه اینها در پنج نمایشگاه در شهرستانهای مجاور شرکت داشته و سازها را به نمایش عموم در این نمایشگاها گذاشته ام. 
انتظار استاد رشید آن طور که از گفته هایش پیدا بود تنها تلاش برای حفظ  این میراث های ملی و بومی مان است. نسل جدید کم کم به سمت بیگانگی با همه سرمایه های غنی خود میرود.  
در پایان یاد آور شد  موسیبقی را می توان به عنوان شناسنامه یک ملت عنوان کرد و باید حداقل اداره ارشاد وفرهنگ ومیراث فرهنگی حمایتی از این شناسنامه ملی در زمینه های تولیدی پایه، داشته باشند و رسانه ها هم همچنین وبه کرات با اینجانب مصاحبه کرده وتهیه گزارش کرده اند اما خود محصولات و سازها متاسفانه شطرنجی شده اند! امیدوارم این کم لطفی ها و تسویه ها در حوزه هنر به حداقل برسد. 
مارک وشناسه سازهای ساخته شده توسط استاد رشید با نام ولوگوی زرینگه است.
عکاس : متین محمدزاده
گفتگو: دیاکو توتونچی
بازدید: 206 موضوع: هنر / فرهنگی نظرات: 0 نویسنده : ریکار
نظرات: 0
کاربر گرامی، برای ارسال نظر در سایت عضو شوید.