ورود
عضویت | بازیابی رمز؟

REKAR

منیّت خواهی و مسکّن درمانی ...


🔸بدون تعارف بخشی از وضعیت بی ثبات بازار و افزایش قیمت‌ کالاهای اساسی و غیر اساسی، ناشی از جوّء روانی حاکم بر کشور است، سایه‌ی تحریم ‌های سنگین آمریکا و نفوذ ترامپ در بسیاری از کشورهایی که بعنوان مشتری و طرف تجاری ایران شناخته‌ می‌شوند، در کنار بعضی از همسایه‌هایی که ادعای نقض شرایط اولیه‌ی همسایگی را بعنوان پیش فرض استمرار روابط حسنه با ما، دارند، بهانه‌ی ورود و حضور این جبهه‌ی فعلا نسبتا پایدار اقتصادی از مرزهای کشور است.

🔸تبعات این روابط متمایل به کمی تا قسمتی خصمانه، زمزمه‌های جنگ در کشوری است که در چند دهه‌ی اخیر به مدت هشت سال آنرا تجربه کرده است و به خوبی با آثار ویرانگر و حاشیه‌های آن آشناست، نگرانی بخش عظیمی از مردمان کشور با کوله‌باری از خاطرات درد و غم ناشی از جنگ که هنوز این بار سنگین را بر دوش می‌کشند و با این پدیده‌ی ضد اجتماعی از نزدیک و با لمس از طریق استخوان و گوشت و پوست آشنا هستند، آنهم دقیقا در هنگامی که به سنین میانسالی و محافظه‌ کاری مفرط رسیده‌اند و یا در دهه‌های کهنسالی قرار دارند، چندان هم بی مورد نیست.

🔸تجزیه و تحلیل و پرونده‌ی بخشی از گرانی‌های بازار و لجام گسیختگی قیمت‌ها را که ناشی از استقرار توده‌ی هوای عدم اطمینان تحریم‌های همه جانبه و احتمال بروز جنگ و روابط خارجی متاثر از آن است را در همین جا مختومه و به سیاست‌مداران و کنشگران عرصه‌ی بین الملل واگذار می‌کنیم و از یک زاویه‌ی دیگر و دیدگاه داخلی به این پدیده‌ی ضد اقتصادی می‌پردازیم.

🔸باید اعتراف کرد امروزه و با گذشت بیش از سه دهه از جنگ، ذائقه‌ی رفتاری مردم، حال و هوای دوران جنگ تحمیلی و عکس‌العمل‌های اجتماعی آن دوران را ندارد، غالبه‌ی مردم امروزه بیشتر از آنکه دغدغه‌های گروهی و اجتماعی داشته باشند در دام منیت و امیال و خواسته‌های فردی گرفتار شده‌اند، ساده زیستی دوران اول انقلاب به تجمل گرایی و عافیت طلبی تغیر کرده‌است و به معنی واقعی کلمه، مردم خیلی بیشتر از چراغی که بر خانه رواست را بر مسجد حرام می‌دانند.

🔸کریدور شوراهای حل اختلاف، دادسراها و دادگاههای کشور مملو از پرونده‌های مالی، کلاه برداری، چک برگشتی و غیره و ذالک است که در موارد بسیاری شاکی و متهم نسبت فامیلی نزدیک و حتی برادری و خواهری با هم دارند، مادیات و‌ زرق و برق ناشی از آن چشم‌ها را خیره کرده‌است و حتی طبقات نخبه و تحصیلکرده اجتماعی را نیز بشدت به خود مشغول کرده‌است.

🔸معلمان در اندیشه‌ی شغل دوم و کلاسهای تدریس خصوصی و کنکور تا پاسی از شب از کانون خانواده و آنچه در آن می‌گذرد دور هستند، پزشکان در حین آنکه آخرین راههای فرار مالیاتی را تبانی می‌کنند، همزمان با طبابت و گاهی حتی در اتاق عمل به برج سازی و معاملات املاک و امورات صرافی مشغول هستند، در مواردی ساعت کارشان از هشت ساعت در روز به بیست ساعت افزایش پیدا کرده‌است و بجای لذت از زندگی کردن در لحظه و در وطن، تورهای مسافرت خارجی و ریخت و پاش پول بیماران را خارج از مرزهای وطن در سرلوحه‌ی برنامه قرار داده‌اند.

🔸مهندسین در دام پیمانکاری و پیمانکاران گرفتار هستند، اساتید دانشگاهی بر خلاف چند دهه‌ی گذشته که ابتدا به ساکن با قشر دیپلمه‌ی با سواد و پرسشگر روبرو می‌شدند، امروزه با جوانانی منفعل و بی‌سواد سر و کله می‌زنند که در انتهای اوراق سفید امتحان پایان ترم، داستان‌های دراماتیک برای اخذ نمره و توجیه نانوشته‌هایشان سرهم می‌کنند!

🔸امروزه، منیت زدگی آفت لاعلاجی است که در هر شغل و حرفه‌ای رسوخ کرده است، استاد بنایی که بجای سه وعده استراحت در طول یک روز کاری پنج وعده کارش را تعطیل می‌کند، متصدی پمپ بنزینی که رقم‌های زیر هزارتومان را به مشتریان بر نمی‌گرداند، کارمندی که ارباب رجوع را بمنظور انتفاع شخصی ممکن می‌دواند و حتی مدیرکلی که ساعت ۹ صبح هنوز وارد دفترکارش نشده است و هزاران نمونه‌ی ریز و درشت دیگر از مصادیق این منیت زدگی‌های عمومی هستند.

🔸اما آنچه که در این شرایط خاص متاثر از اوضاع داخلی و خارجی کشور، بیشتر از هر چیز دیگر دل آدمی را به درد می‌آورد، به موازات خودخواهی ومنیت طلبی، هجوم عمومی به ته‌مانده‌هایی استکان دوران گذشته‌ی پر افتخار این کشور و بالاخص «گذشت» و «روحیه‌ی همدلی» و «مشارکت» و «از من گذشتگی» و «ایثار» و «فداکاری» دوران جنگ ناخواسته‌ی هشت ساله‌ است.

🔸میانگین مابتفاوت یک باک بنزین پس از شایعه‌ی اعلام دو برابر و نیم شدن نرخ آن، چیزی حدود ۴۵ هزار تومان می‌شود، مبلغ ناچیزی که حتی اگر این شایعه درست از آب در می‌آمد فقط یک بار قابل احصاء بود، اما چشم طمع بر همین پول کم باعث شد که تا ساعت‌ها در روند سوخت‌گیری خودروها اخلال ایجاد شود و این امر سبب بوجود آمدن صف‌های طولانی در برابر جایگاههای عرضه و فروش سوخت گردید! شایعه‌ی که افراد سود جو از دو سمت مضحکه‌ی دست انتشاردهندگان آن شدند. از یک سمت بخاطر اینکه فریب یک خبر دروغ را خورده بودند و از سمت دیگر بخاطر اینکه متاع گرانبهای کرامت انسانی خویشتن را به قیمتی ناچیز چوب حراج می‌زدند.

🔸متاسفانه داستان‌ هجوم عمومی به پمپ بنزین‌ها، ادامه‌ی یک زنجیره سریال تراژدیک بود که بصورت چندین و چند باره در افزایش قیمت گوشت، مرغ، پیاز، تخم‌مرغ و ... تکرار ‌شد، استقبال از گرانی با خرید خارج از نیاز سبد خانوار و به منظور ذخیره سازی برای مدتی نسبتا کوتاه، این شائبه را بوجود می‌آورد که ذائقه‌ی بخش بزرگی از جامعه بجای رویکرد به درمان اصولی بیماری، به سمت مسکّن تجویزی تغیر کرده‌است، مسکّن‌هایی با درجه‌ی تاثیر کم و زیاد که صرفا بیماری اصلی را برای مدت کوتاهی از دید گرفتار به مرض پنهان می‌کند و هنگامی اثرات واقعی خود را نشان می‌دهند که کار از کار گذشته باشد.

🔸برای ادراک پدیده‌ی اپیدمی تب‌های اقتصادی دلار و ارز و سکّه و اشاعه‌ی آن به بازارهای املاک و خودرو که به میزان یک زلزله‌‌ی اقتصادی خرابی و نابودی در دارایی‌های مردم به بار آورد و باعث سوار شدن دسته جمعی قیمت‌ها بر قطار گرانی روی ریل تورم گردید، احتیاج به دانش اقتصادی تخصصی خاصی نیست، پدیده‌ی نامیمون استقبال از گرانی که متاثر از دو عامل منیّت خواهی و مسکّن درمانی است، نشان میدهد که جامعه‌ی ما بصورت توامان در سرانه‌ی جمعی شاخص‌های اقتصادی و فرهنگی روز به روز  فقیر تر می‌شود
محمدسلیم عباسی
بازدید: 43 موضوع: اقتصاد نظرات: 0 نویسنده : ریکار
نظرات: 0
کاربر گرامی، برای ارسال نظر در سایت عضو شوید.