ورود
عضویت | بازیابی رمز؟

REKAR

نیم نگاهی تازه به گذشته‌ی سینمای مهاباد ...


یک ضرب‌المثل قدیمی چینی می‌گوید: یک تصویر برابر با ده‌هزار کلمه است. هنر سینما ثابت کرده است که این ضرب‌المثل گزافه یا مبالغه نیست. در روزگاری که ما هستیم اندکی بیش از یک قرن از اختراع سینما می‌گذرد و در این مدت در سرتاسر جهان مردم به دیدن فیلم‌ها رفته، جادوی مرموز تصاویر زنده و متحرک آنان را مسحور کرده است. در طی این یک سده‌ی پر آزمایش و خطا، و ساختن فیلم‌های پرمنفعت و پرزیان و ضرر، این اختراع رفته رفته به –هنر قرن بیستم– تبدیل و نامیده شده است.

کوشش‌های شبانه‌روزی و خستگی نشناس افراد فراوانی در طول تاریخ، از اتاق تاریک لئوناردو داوینچی، کارهای استانفورد، امیل رینو، توماس ادیسون و... باعث شد که در سیزدهم ماه فوریه‌ی سال 1895 میلادی لوئی لومیر اختراع سینما را در فرانسه به­ثبت برساند. در ششم اکتبر سال 1928 نخستین فیلم ناطق توسط کمپانی برادران وارنر به نام (خواننده‌ی جاز) روی پرده‌ی سینما آمد.

از سال 1927برای بهترین فیلم، بهترین داستان‌پردازی، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگری، بهترین فیلم‌برداری، بهترین آهنگسازی و موزیک متن، بهترین جلوه‌های ویژه، ... جایزه‌ای تحت عنوان( اُسکار ) در نظر گرفته شد. این جایزه مجسمه‌ای است برنزی با روکشی از طلا، ده اینچ طول و هفت پوند (هر پوند453 گرم) وزن دارد، و هر سال به بیست و هشت نفر در رشته‌های یاد شده داده­می‌شود. اولین جایزه‌ی اُسکار درسال1927 به­فیلم (بال‌ها) محصول استودیو پارامونت داده شد و اولین هنرپیشگان برنده‌ی جایزه‌ی اُسکار امیل یانینکس و ژانت گینور بودند.

نظر گروهی بر این است که ریشه‌های سینما به تئاتر مربوط می‌شود و یونانیان اولین قومی بودند که در600 پیش از میلاد مسیح، تئاتر را بر اساس اعتقادات مذهبی پایه گذاری کردند، اما در 476 پیش از میلاد با نمایش (زنان فنیقی)، نشان دادن سرگذشت و حوادث غیرمذهبی نیز در تئاتر مرسوم گردید.

در طول تاریخ نه­چندان طولانی سینما، انسان به­موج خروشان تغییرات فنی و تکنیکی برمی‌خورد، به عبارت دیگر تاریخ سینما به­طور کلی عبارت است از شرح کارهای کارگردانان که با استفاده از دستگاه‌های تازه، راه‌های نوی برای ساختن فیلم‌های مهیج و سرگرم کننده برای تماشاگران پیدا کرده‌اند. به این دستگاه‌های تازه، تخیل و کاردانی افراد زبده هم اضافه می‌شود و وظایف تازه‌ای برای بازیگران، دکورها، صداها و... می‌یابند و دید آنان جریان خلق فیلم را به کلی عوض می‌کند. جستجو و پیشرفت در این راه، پایان ناپذیر است. 

تأثیر سینما بر اجتماع، نقش سازنده یا ویرانگر آن، ابعاد این تأثیرات، انواع فیلم‌ها از: تجاری، هنری، ( درام، کمدی، تراژدی، داستانی، روانکاوی، تاریخی، علمی تحقیقی و طبیعت، سیاسی، سرگرمی، ایدئولوژیکی)، فیلم‌های ویژه‌ی کودکان، فیلم کوتاه، مستند سازی، و... هر کدام مقوله‌های بسیار وسیع و گسترده و ژرفی هستند که لازم است متخصصان رشته‌های گوناگون مربوطه در آن زمینه‌ها به بحث و تحلیل و قلم‌فرسایی بپردازند.

در سال 1948 نام تلویزیون به­عنوان رقیبی برای سینما به میان آمد، اما پس از مدتی نه چندان طولانی مشاهده شد که تلویزیون هرگز نمی‌تواند امکانات سینما را داشته باشد، محدودیتش زیاد است، و بیشتر محتاج فیلم‌های سینمایی است. در نهایت و به­طور فشرده و خلاصه: استعداد تغییر و تطور و رشد، ذات هر هنر زنده‌ای است، خاصه هنر سینما که زنده‌ترین هنرهاست.

دادن آگاهی‌های لازم به­جامعه، وادار کردن دیگران به­تفکر، ارتقاء سطح فرهنگ عمومی از راه‌های متعددی امکان پذیر است ازجمله: دایر کردن مراکز آموزشی و کلاس، چاپ و نشر مجلات و کتاب‌های متنوع، به­کارگیری وسایل ارتباط جمعی ازقبیل: رادیو، تلویزیون، و سینما و تئاتر، و... در این میان هنر نمایش و فیلم و سینما به­دلیل امکان گسترش وسیع آن در بین مردم، نیز اینکه همه‌ی قشرها (باسواد، کم سواد، و بی‌سواد) آن را مشاهده می‌کنند، تأثیرشان بسیار زیاد و قابل توجه است. اما زمانی هم فیلم و سینما می‌تواند رسالت واقعی خود را به­انجام برساند که دست اندرکاران آن آزادانه بتوانند کارهای خود را پیش ببرند، از طرف دیگر دربین مردم هم، اهل فن و متخصصان نقد و بررسی و تحلیل فیلم بتوانند آزادانه فیلم را مورد سنجش و تجزیه و تحلیل قرار دهند و نظرات خود را آن گونه که دقیق و درست برداشت کرده‌اند به­گوش مردم و علاقه‌مندان برسانند. در سال‌های قبل از انقلاب چنین شرایطی حتی در پایتخت کشور هم وجود نداشت چه برسد به­منطقه‌ی دور افتاده و همیشه مورد سؤظنی همچون مهاباد تا ما بخواهیم تأثیر فرهنگی و اجتماعی و سیاسی فیلم و سینما را بر محیط مهاباد آن روزگار مورد بحث قرار دهیم. اگر افرادی هم در مهاباد آن زمان از فیلمی برداشت و تحلیل‌هایی داشته‌اند کاملاً فردی و استثنائی بوده است. برای نمونه استاد فاضل و صاحب‌فکر نجف دریابندری، مترجم نامدار، در روزنامه‌ی کیهان، شماره پنجم، بهمن ماه سال 1348 نقدی بر فیلم سینمایی –قیصر- ( پس از بیست سال سیاه مشق) نوشتند که سرشار از دقت و باریک بینی و نکته‌سنجی ایشان بود، برداشت شخصی ایشان از پیام فیلم بود و آموزنده.1 لازم به­یادآوری است که ایشان هم به­عنوان متخصص نقد فیلم این مقاله را ننوشته‌اند. البته نظیر این نوشته‌ی استاد در آن روزگار زیاد نبود. فیلم‌ها نیز بیشتر برای سرگرمی و پر کردن وقت تماشاگر و همچنین پر کردن جیب فیلم‌ساز ساخته­می‌شدند و تعداد فیلم‌های قابل تعمق و بررسی که به شکلی از دست سانسورچیان آن زمان درمی‌رفت چندان زیاد نبود. بررسی و نقد و تحلیل فیلم، همچون هر کار دیگری، مهارت‌های ویژه‌ای نیاز دارد که در جامعه‌ی آن روزی به­ندرت یافت می‌شد.

و اما در باره‌ی سینما در شهر مهاباد، یاد آوری این نکته ضروری است که همان طوری که از عنوان مقاله بر می‌آید این نوشته یک نوشته‌ی تخصصی درباره‌ی هنر سینما نیست زیرا که من در این زمینه دارای اطلاعات آن چنانی نیستم، تنها نگاهی بسیار کلی است به تاریخ مختصر سینما و پیدایش آن در منطقه‌ی مهاباد، آن هم مهاباد حدود هفتاد سال پیش. نخستین باری که مردم شهر و منطقه‌ی مهاباد با این هنر جادویی روبرو شدند و آن را مشاهده نمودند بین سال‌های 1320 تا 1325 خورشیدی بود. در آن سال‌ها زمانی انگلیسی‌ها و زمانی روس‌ها با آوردن دستگاه پرتابل و قرار دادن و آویزان کردن پرده‌های مخصوص این کار در میادین و خیابان‌های شهر برای مردم فیلم نمایش داده‌اند. بیشتر فیلم‌هایی هم که نشان داده‌اند مربوط به حوادث جنگ جهانی دوم بوده است نیز جا انداختن مسایل و حوادث دنیای آن روزگار در ذهن مردم برابر الگویی که خود می‌خواسته و در نظر داشته‌اند. علاقه‌مندان به سینما در مهاباد در هیجدهم خردادماه سال1330خورشیدی در خیابان شاهپور سابق(خیابان جمهوری اسلامی امروزی) روبروی شعبه‌ی مرکزی بانک ملی مهاباد، همان ساختمانی که روزگاری دبستان خیام، یک چندی باشگاه ورزشی تاج ، و زمان نسبتاً طولانی هم چاپخانه‌ی روان­شاد حاج محمد خلیل موفقی بود، اقدام به نمایش فیلم و ایجاد سینما نمودند. این سینما توسط مدیر و صاحب سینما تاج مرند با همکاری چند نفر از علاقه‌مندان سینما و باتشویق معتمدین شهر و باپروژکتور 16 میلی‌متری شروع به­کار کرد. به­دلیل استقبال زیاد مردم از این کار در سال1331 با استفاده از ساختمان مسافرخانه‌ی رامسر(که امروزه ساختمان بانک ملی شده­است)، پایین‌تر از شهربانی قدیم مهاباد و درست روبه روی کوچه‌ی مسجد حاج احمد لشکری، از به هم پیوستن سه اتاق مسافرخانه‌ی مذکور، سالن محقری ایجاد شد و نمایش فیلم بادستگاه پرتابل 35میلی‌متری آغاز گردید. مرحوم یوسف شُکری( معروف به: یوسفِ بابالی= یوسف فرزند باباعلی) آپاراتچی سینما بود و قیمت بلیط ورودی سه ریال و پنج ریال. به­دلیل قابل اشتعال بودن فیلم‌های آن زمان، سینما درسال1332 آتش گرفت و آپارتخانه و قسمتی از سالن به کلی از میان رفت. پس از ترمیم خرابی‌ها بار دیگر این سینما فعالیتش را از سر گرفت. 

در سال1334خورشیدی، تالار فرهنگ مهاباد (محل کنونی خانه‌ی معلم، جنب اداره‌ی دخانیات مهاباد) که از سال 1325 مدت زیادی در تصرف اداره‌ی دخانیات بود و چندین سال آموزش وپرورش وقت از طریق فرمانداری و استانداری و وزارت کشور و حتی دربار شکایت کرد و موضوع را پیگیری نمود تا توانست این سالن را که به­انبار توتون! تبدیل شده بود پس­بگیرد، به­عنوان سالن سینما به دست‌اندرکاران سینما، تحت عنوان «سینما گیتی نو»، واگذار شد. روان­شاد مصطفی تکمه‌چی ساوجبلاغی به­عنوان متصدی امور برق سینما مدت‌ها در آن مکان کار کرد و جوانی (طاهر) نام  آپاراتچی سینما بود.  بالاخره درسال 1337 استوار بازنشسته‌ی ارتش، روان­شاد عبدالحسین امیدی، اهل اراک، کار ساختمان (سینما امید) مهاباد را به پایان رسانید و سینما شروع به­کار کرد. در آبان‌ماه سال 1354 وقتی مالکیت سینما بین آقای عبدالحسین امیدی و محمد پاکروان (مورکی) به صورت اشتراکی درآمد، نام آن به (سینما شهر تماشا) تغییر یافت. بعد از رفتن آقای امیدی از مهاباد، مالکیت سینما متعلق به آقای محمد پاکروان و آقای عمر قاضی شد.آقای خالق ودادی به عنوان آپاراتچی و آقای عبدالله ذهابی به عنوان مسؤول گیشه‌ی سینما سال‌ها در آن مکان زحمت کشیدند و کار کردند. 

درسال 1346 تشکیلات دفتر جمعیت شیر و خورشید سرخ وقت (دفتر جمعیت هلال احمر امروزی) با افتتاح سینما آریا گام یگری در این راه برداشت. گذشته از این دو سینما، سینمای دیگری در محل خانه‌ی جوانان مهاباد از اوایل فروردین ماه 1352 شروع به کار کرد که بیشتر در روزهای تعطیلی و مخصوص جوانان شهر فعالیت داشت.

در بیشتر نقاط دنیا اهمیت و نقش سینما به مرحله‌ای رسیده که لزوم سرمایه‌گذاری در آن­راه نیاز به بحث و استدلال ندارد، در بسیاری از ممالک دنیا برای راه بردن آن حتی سوبسید هم پرداخت می‌شود و تنهاصاحبان سینماهای شخصی هستند که به چشم شغلی درآمدزا به سینما می‌نگرند و فقط از دید منافع مادی و درآمد، سینما برایشان اهمیت دارد. از سال‌های بعد از پیروزی انقلاب به­بعد در مهاباد سینمای شخصی(سینمایی که مالک آن ارگان دولتی نباشد) وجود ندارد. سینما آریا که پس از انقلاب نام آن به (سینما تربیت) تغییر یافت، بدون هیچ دلیل و مدرکی سال‌ها بود که بسته شده­بود (کم­درآمد بودن برای چنین سینماهایی نمی تواند دلیل قابل قبولی برای بستن آن باشد) و شهرمهاباد با جمعیت بالای یکصد هزار نفری خود فاقد هرگونه سالن سینمای فعالی بود تا این که روز شنبه بیستم مهر ماه سال1387خورشیدی برابر با یازدهم اکتبر 2008 میلادی زیر نظارت دفتر جمعیت هلال احمر بازگشایی شد، اما برای بار چندم در اواخر سال 1389 سالن سینما در مهاباد بسته­شد! و اینک شهر مهاباد فاقد سالن سینمای فعال است!

فرهنگ و هنر سابق مهاباد، درسال 1349 با استفاده از یک دستگاه اتومبیل ژیان و یک دستگاه پروژکتور پرتابل نمایش فیلم 8 میلی‌متری، واحد سیار نمایش فیلم را برای روستاهای منطقه به­وجود آورد. درسال1355 اقدام به ایجاد سالن نمایش فیلم در محل اداره نمود و درسال 1354 باشگاه سینمای جوان و تولید عکس و اسلاید از بناها و آثار تاریخی منطقه را تشکیل داد.

تا قبل از پانزدهم اردیبهشت ماه سال 1352 تهیه و اجرای برنامه‌های نمایشی توسط امور تربیتی آموزش و پرورش مهاباد صورت می‌گرفت، از این تاریخ به­بعد ادامه‌ی انجام این کار به اداره‌ی فرهنگ و هنر آن زمان سپرده شد. در راستای سروصورت دادن به این امور بود که در سال 1353 آقای هرمز هدایت از تهران به عنوان کارشناس به مهاباد اعزام شد.

درآبان 1353 آقای ابوالقاسم پورشکیبایی به­عنوان کارشناس تئاتر استخدام شد و از تاریخ هشتم خرداد ماه سال 1355 آقای آتش تقی‌پور به­­عنوان کارشناس و سرپرست مرکز آموزش تئاتر به­مهاباد آمد و در رشته‌های مختلف و متنوع کار نمایش، کلاس تشکیل داد. تشکیل چندین گروه تئاتر از جمله گروه های: پریسا، پیمان، پدرام، محلی، و... از یادگارهای دوران کار وفعالیت این هنرمند در شهر مهاباد بوده­است.

   

سید محمد صمدی
بازدید: 70 موضوع: فرهنگی نظرات: 0 نویسنده : ریکار
نظرات: 0
کاربر گرامی، برای ارسال نظر در سایت عضو شوید.